Showing posts with label من و این. Show all posts
Showing posts with label من و این. Show all posts

Sunday, April 27, 2008

مرد یا زن؟


"این" رو که یادته؟

امروز سوالی از من کرد که اولین واکنشم نسبت بهش یه داد بود. سرش داد زدم و زود هم پشیمون شدم. ازش عذر خواهی کردم و بعدش سعی کردم بهش توضیح بدم.

طفلک منظوری هم نداشت. داشتم واسش یه کلاه میکشیدم. کلاه که تموم شد یه دفه ازم پرسید من چی هستم؟ مرد یا زن؟

مذهبم چیه؟ مسیحیم؟ مسلمونم؟ همینجا من از کوره در رفتم. توضیح دادن بهش اصلا سخت نبود. وارد اینترنت شدم و یه سری عکس و فیلم بهش نشون دادم. نمونه هایی از آدمهایی که بعضا بخاطر مرد بودنشون، بخاطر زن بودنشون، بخاطر مذهبی که دارن ویا بخاطر ملیتشون، فراموش میکنن که آدمن.

پرسید پس چرا سرم داد زدی؟ خیلی بد بود.

گفتم ترسوندیم. سوالت تنم رو لرزوند.

Friday, April 04, 2008

من، این، و چرا دنیا رو "گه" گرفته


خداحافظی کردم و گوشی رو گذاشتم. خودکار و کاغذ زیر دستم رو برداشتم و از جام بلند شدم. نگاهم روی کاغذ رو پر کرد. دوباره نشستم. این چیه؟ همیشه وقت حرف زدن با تلفن، اگه کاغذی زیر دستم باشه، سیاه میشه از خط و پیتکهایی که بعد از نگاه کردن بهشون، هیچ لزومی نمیبینم بپرسم این چیه؟ ولی این، آره "این". اسمشو میزارم "این".... و به همین سادگی "این" متولد شد.

با تلفن حرف زدن هم درست مثل سر توالت نشستن، از اون کارهاییه که تو همزمان میتونی چند تا کار انجام بدی. اگه، با تلفن حرف زدن رو کار اصلی فرض کنیم، خط کشیدنهای روی کاغذ در واقع کار دوم حساب میشن. و اگر عقده گشایی های دل رو در توالت، کار اصلی فرض کنیم، افکاری رو که در توالت – و فقط و فقط در توالت- میتونی سوارشون بشی، به عنوان مشغولیات دوم قرار میگیرن. متاسفانه در اغلب موارد جماعت به هوای فکر کردن میرن توالت و اینجاست که عقده گشایی های دل، به عنوان کار دوم عمل میکنن. حالا فهمیدی چرا دنیا رو "گه" گرفته؟