Thursday, November 06, 2008

مناجات یک کرم خاکی

ایمیلی دریافت کردم، باحال. هم باعث تفرح بود و هم تفکر. در نهایت هم دلیلی شد برای به روز کردن این صفحه. من که از این به بعد سعی میکنم قدر خودم رو بیشتر بدونم. تو هم بخونش، حالشو ببر و یه فکری به حال خودت بکن.

میگفت که:

خدایا، توی این دنیای به این بزرگی و این همه موجود ..... حال چرا کرم؟

این همه موجود عجیب و غریب، ..... آخه چرا کرم؟

نمیشد ما رو زرافه یا الاغ خلق میکردی؟

خدایا این هم آخه ایده بود که به سرت زد؟ !!!!

نه دماغ داریم، نه چشم داریم، نه دهن داریم، فقط یه لوله درازیم.

فصل جفت گیری هم که میشه همه حیوونا میرن حالی به حولی، ....... ما چون تکجنسی هستیم باید بشینیم سماق بمکیم.

صبحها هم که از خواب پا میشیم باید همینجور الکی تو خاکا لول بخوریم تا شب مثل احمقها خسته بیافتیم بخوابیم. خدایا ناشکری نمیکنم. چون به قول بچه ها که میگن برو خدا رو شکر کن باز کرم خاکی شدی، کرم معده نشدی! ولی به قول آدمها، آدم باید یه نگاهی هم به بالا داشته باشه دیگه. حالا نمیگم دوست داشتم آدم بودم ولی مار که میتونستم باشم. خودم که چشم ندارم، خودمو ببینم ولی بچه ها میگن استعداد پرورش اندام دارم. اگه از مکمل استفاده کنم، بعد شیش ماه مار میشم. من دوست دارم مار واقعی باشم .... هییییی، چی بگم که هر چی بگم کم گفتم. دیروز ولی یه سر زدم بیرون خاک، دیدم یه مگسه دست دوست دخترشو گرفته بود، بهش میگفت فردا یه سر ببرمت جایی یه گهی بدم بخوری که جیگرت حال بیاد. آقا ما یادمون اومد تک جنسی هستیم. همچی کونمون سوخت. همچی سوخت که نگو.

آها راستی، خدایا ما کرما چرا کون نداریم. دهن که ندادی بخوریم. اقلا یه چیزی میدادی ادای ریدنو در بیاریم.

ای بابا چی بگم خدا، به شتره گفتن گردنت کجه گفت کجام راسته؟

راستی خدا، من به شتر هم راضیم ها.

1 comment:

EloQueNt said...

salam
mozue jalebi bud monajatesh :))))
taghriban eyne khodemun ! kelile o demne be sabke jadid !