Wednesday, July 16, 2008

روز 61 ام

مدتی گذشته و تنبل هم شدم. دقیق تر بگم 61 روز یا همون دو ماه خودمون. هی امروز و فردا کردم و بالاخره امروز شد. درست همین امروز که یک پدیده کمیاب دیگه هم در یک نقطه دیگه ای از دنیا اتفاق افتاد. اون هم تولد دو قلو هایی با دو رنگ پوست مختلف در آلمان بود.

دیگه اینکه خونه من هم تقریبا تموم شده. اااااا ...... تموم؟ ...... خونه که هیچوقت کارش تموم نمیشه ولی به هر حال قابل سکونت شده دیگه.

دوباره یادم رفت قهومو بخورم و سرد شد. برم یه حالی به خودم بدم و یه قهوه تازه بذارم. تا بعد.

2 comments:

Hirsa said...

به به. چشم ما روشن. چه عجب از اینورا!

tania said...

salam be roye mahet .1 ajab be jamalet.